تأثیر کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو بر عملکرد ووفر و سابووفر
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو بر کورس حرکت، رزونانس، مرکزسازی و پایداری بلندمدت اثر میگذارد. بدانید خریداران پیش از نمونهگیری چه مواردی را باید مشخص کنند.
تأثیر کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو بر عملکرد ووفر و سابووفر
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو یکی از مهمترین عوامل تعلیق در رفتار ووفر و سابووفر است. این ویژگی بر میزان سهولت حرکت سیمپیچ صوتی، کیفیت بازگشت مخروط بلندگو به مرکز، رفتار درایور بلندگو در نزدیکی رزونانس، و میزان پایداری بلندگو پس از استفاده مکرر با دامنه حرکت بالا تأثیر میگذارد.
برای تیمهای OEM بلندگو، سازندگان ووفر، خریداران تأمین قطعات، و کانالهای تعمیر، کامپلاینس فقط یک اصطلاح آزمایشگاهی نیست. این موضوع یک مسئله خرید و تولید است. قطعه مرکزکنندهی که بیش از حد نرم باشد میتواند باعث travel بیش از حد، centering ضعیف، یا خطر سایش شود. قطعه مرکزکنندهی که بیش از حد سخت باشد میتواند دامنه حرکت را محدود کند، رزونانس را افزایش دهد، خروجی low-frequency را کاهش دهد، یا حس یک قطعه تعمیر جایگزین را تغییر دهد. مشخصات درست به طراحی درایور بلندگو، مجموعه سیمپیچ صوتی، جرم مخروط بلندگو، محدوده دامنه حرکت مورد نظر، و هدف نهایی عملکرد بستگی دارد.
بنابراین یک RFQ قابل اعتماد برای قطعه مرکزکننده باید بیش از یک قطر و عکس را شامل شود. خریداران باید ابعاد، انتظارات مربوط به material، ساختار موجدارسازی، الزامات تطبیق سیمپیچ صوتی، اهداف انعطاف مکانیکی در صورت موجود بودن، و مراجع sample-matching را اعلام کنند. این کار به کارخانه کمک میکند پیش از تنظیم قالب و تولید بچ تولید تأیید کند که آیا قطعه مرکزکننده میتواند عملکرد مورد نظر ووفر یا سابووفر را پشتیبانی کند یا خیر.
مفهوم کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو چیست
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو توضیح میدهد که قطعه مرکزکننده تحت نیرو تا چه حد بهآسانی خم میشود. در طراحی سیستم تعلیق بلندگو، کامپلاینس معکوس سختی است. قطعه مرکزکننده با کامپلاینس بیشتر آسانتر حرکت میکند. قطعه مرکزکننده سختتر مقاومت بیشتری در برابر حرکت نشان میدهد.
قطعه مرکزکننده، که با نام دمپر یا قطعه مرکزکننده مرکزکننده نیز شناخته میشود، همراه با سوراند بخشی از سیستم تعلیق بلندگو است. وظایف اصلی آن عبارتاند از:
- نگه داشتن ویس کویل در مرکز گپ مغناطیسی
- فراهم کردن نیروی بازگرداننده هنگام حرکت رفت و برگشتی مخروط
- کنترل اکسکرژن و کمک به جلوگیری از ناپایداری مکانیکی
- پشتیبانی از حرکت تکرارپذیر در طول کورس کاری
- حفظ رفتار سیستم تعلیق پس از aging، حرارت، و حرکت مکرر
در زبان عملی سورسینگ، کامپلاینس به ماده، عملیات رزین، ساختار پارچه، هندسه کوروگیشن، ضخامت، فرایند شکلدهی، و ابعاد نهایی مرتبط است. دو قطعه مرکزکننده ممکن است قطر بیرونی یکسانی داشته باشند، اما اگر پارچه، آغشتهسازی، شکل موج، یا ارتفاع شکلدهی آنها متفاوت باشد، رفتار متفاوتی نشان دهند.
نقاط کنترل ابعادی رایج شامل موارد زیر است:
- OD: قطر خارجی قطعه مرکزکننده
- ID: قطر داخلی برای فورمر ویسکویل یا موقعیت گردن
- SOD: ابعاد پله خارجی مرتبط با سوراند یا ساپورت، در مواردی که در نقشه خریدار استفاده شده باشد
- FH: ارتفاع آزاد یا ارتفاع فرمدهی، بسته به قرارداد نقشه
- EH: ارتفاع مؤثر یا ارتفاع لبه، بسته به نیاز طراحی
- گروه ویسکویل: قطر فورمر، ارتفاع سیمپیچی، ساختار کالر، و لقی مونتاژ
- موجدارسازی: تعداد موجها، عمق موج، گام، و پروفیل
- کد متریال: مرجع پارچه، رزین، و عملیات مورد استفاده برای تولید تکرارشونده
وقتی خریداران قطعه مرکزکننده را فقط بر اساس OD و ID درخواست میکنند، کارخانه میتواند قطعهای بسازد که از نظر فیزیکی جا میگیرد، اما عملکرد همچنان ممکن است به هدف نرسد. کامپلاینس پل میان انطباق مکانیکی و رفتار آکوستیکی است.
کامپلاینس چگونه عملکرد ووفر و سابووفر را تغییر میدهد
کنترل اکسکروژن
درایورهای ووفر و سابووفر برای جابهجایی مقدار قابلتوجهی هوا طراحی شدهاند. این امر به حرکت کنترلشده مخروط نیاز دارد. کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو بر این اثر میگذارد که مجموعه مخروط تحت نیروی موتور تا چه حد آسان حرکت کند و با چه شدتی به موقعیت سکون خود بازگردد.
یک قطعه مرکزکننده بلندگو نرمتر میتواند حرکت بزرگتری را با نیروی مقاوم کمتر پشتیبانی کند، که اگر بقیه طراحی درایور بلندگو مناسب باشد، ممکن است به حرکت فرکانس پایین کمک کند. با این حال، نرمی بیش از حد میتواند مشکل ایجاد کند. سیمپیچ صوتی ممکن است در سطوح drive بالا پایداری کمتری داشته باشد، خطر rocking میتواند افزایش یابد، و suspension ممکن است نزدیک به حدود دامنه حرکت نیروی بازگرداننده کافی فراهم نکند.
یک قطعه مرکزکننده بلندگو سختتر کنترل مکانیکی قویتری فراهم میکند. این میتواند پشتیبانی centering را بهبود دهد و over-travel را محدود کند، بهویژه در طراحیهایی که به مقاومت suspension بیشتری نیاز دارند. نقطه مصالحه این است که سختی بیش از حد میتواند دامنه حرکت قابل استفاده را کاهش دهد و درایور بلندگو را در فرکانسهای پایین کمبازدهتر کند.
برای تیمهای تأمینیابی، پرسش این نیست که نرم بهتر است یا سخت. پرسش این است که آیا انعطاف مکانیکی با moving system، قدرت motor، هدف cabinet و محدوده توان مورد انتظار مطابقت دارد یا نه.
تأثیر فرکانس تشدید
انعطاف مکانیکی ووفر بر فرکانس تشدید درایور بلندگو اثر میگذارد. بهطور کلی، suspension با انعطاف مکانیکی بیشتر، سختی مکانیکی moving system را کاهش میدهد، در حالی که suspension سختتر آن را افزایش میدهد. قطعه مرکزکننده بلندگو فقط یک بخش از انعطاف مکانیکی کل suspension است، زیرا surround نیز نقش دارد، اما قطعه مرکزکننده بلندگو اغلب در centering و کنترل مکانیکی بلندمدت نقش اصلی ایفا میکند.
اگر قطعات مرکزکننده جایگزین سفتتر از قطعات اصلی باشند، ووفر تعمیرشده ممکن است دیگر مانند درایور اصلی رفتار نکند. پاسخ فرکانس پایین میتواند تغییر کند، رفتار دامنه حرکت ممکن است محدود به نظر برسد، و درایور شاید دیگر با تیونینگ سیستم مطابقت نداشته باشد. اگر قطعات مرکزکننده جایگزین بیش از حد نرم باشند، درایور ممکن است حرکت بیش از حد، کنترل کاهشیافته، یا نگرانیهای مربوط به قابلیت اطمینان نشان دهد.
برای پروژههای OEM، انعطاف مکانیکی قطعه مرکزکننده باید همراه با پارامترهای هدف درایور، نتایج تست نمونه، و کاربرد موردنظر بررسی شود. یک سابووفر ساختهشده برای دامنه حرکت بلند و تیونینگ پایین ممکن است به رویکرد قطعه مرکزکننده متفاوتی نسبت به یک مید-ووفر طراحیشده برای پاسخ کنترلشده در محدوده stroke کوچکتر نیاز داشته باشد.
رفتار سیگنال بزرگ
مقادیر انعطاف مکانیکی سیگنال کوچک مفید هستند، اما ووفرها و سابووفرها اغلب در دامنه حرکت بزرگ کار میکنند. تحت حرکت سیگنال بزرگ، قطعه مرکزکننده همیشه در کل stroke با انعطاف مکانیکی کاملاً خطی رفتار نمیکند. هندسه موجدارسازی، treatment پارچه، و ارتفاع forming بر نحوه تغییر سفتی هنگام حرکت مخروط به جلو و عقب تأثیر میگذارند.
کامپلاینس خطی در محدوده کاری مهم است، زیرا سختی غیر یکنواخت میتواند به اعوجاج، حرکت نامتقارن و مرکزگیری ناپایدار منجر شود. اگر قطعه مرکزکننده در نزدیکی یک سمت حرکت بسیار سختتر شود، درایور ممکن است در هر دو جهت رفتار یکسانی نداشته باشد. اگر در اطراف موقعیت مرکزی بیش از حد نرم باشد، ویس کویل ممکن است هنگام سیگنالهای سنگین کنترل کمتری داشته باشد.
خریداران باید رفتار در سیگنال بزرگ را بهعنوان موضوعی مربوط به طراحی و نمونهگیری در نظر بگیرند، نه فقط یک انتخاب از کاتالوگ. وقتی یک درایور نیازمندی حرکت رفتوبرگشتی سختگیرانهای دارد، RFQ باید محدوده حرکت مورد انتظار و نوع کاربرد ووفر یا سابووفر را ذکر کند. این کار مبنای روشنتری برای توصیههای کارخانه قطعه مرکزکننده درباره مواد و چینخوردگی فراهم میکند.
مرکزگیری و پایداری ویس کویل
قطعه مرکزکننده مسئول همراستا نگه داشتن ویس کویل در شکاف مغناطیسی است. کامپلاینس بیش از حد بالا، یعنی قطعه مرکزکننده بیش از حد نرم باشد، میتواند پشتیبانی جانبی را کاهش دهد. کامپلاینس بیش از حد پایین، یعنی قطعه مرکزکننده بیش از حد سخت باشد، میتواند مونتاژ را دشوارتر کند یا اگر قطعه با مجموعه ویس کویل و هندسه فریم همخوان نباشد، تنش ناخواسته ایجاد کند.
مرکزگیری خوب هم به طراحی و هم به یکنواختی تولید بستگی دارد. OD، ID، ارتفاع شکلدهی، موقعیت سوراخ در صورت وجود، و سطوح اتصال باید با مونتاژ بلندگو مطابقت داشته باشند. قطعه مرکزکننده همچنین باید نسبت به بسکت، گردن مخروط و فورمر ویس کویل بهدرستی قرار گیرد.
برای تولید انبوه، مرکزدهی فقط مسئله تأیید نمونه نیست. خریداران باید نقاط بازرسی برای قطر داخلی، قطر خارجی، ارتفاع آزاد، شکل چینخوردگی، کد ماده و ظاهر را تأیید کنند. یک فرایند مستقیم کارخانهای همراه با تأیید مشخصات و کنترل فرایند ERP کمک میکند الزامات تأییدشده به سفارشهای تولید، مصرف مواد و سوابق تحویل متصل بمانند.
چرا ماده و چینخوردگی اهمیت دارند
سختی دمپر بلندگو فقط توسط یک عامل تعیین نمیشود. کارخانه کامپلاینس را از طریق ترکیبی از انتخاب ماده، عملیات رزین، هندسه شکلدهی و ابزار تنظیم میکند.
انتخاب ماده
مواد قطعه مرکزکننده بلندگو معمولاً بر اساس سختی، رفتار خستگی، مقاومت حرارتی، پایداری شکلدهی و سازگاری اتصال انتخاب میشوند. نوع پارچه، ضخامت، بافت و آغشتهسازی همگی بر قطعه نهایی اثر میگذارند. مادهای که از نظر ظاهری مشابه است ممکن است پس از شکلدهی و عملیات، همان کامپلاینس را ایجاد نکند.
برای تأمین OEM، کنترل کد ماده مهم است زیرا یک مرجع مشترک برای سفارشهای تکراری در اختیار خریدار و کارخانه قرار میدهد. بدون مرجع ماده مشخص، یک بچ آینده ممکن است از نظر ابعاد مطابقت داشته باشد اما در سختی یا رفتار خستگی متفاوت باشد.
هندسه چینخوردگی
راهراهسازی یکی از اهرمهای اصلی طراحی برای کامپلاینس قطعه مرکزکننده است. تعداد موجها، عمق موج، گام، و پروفیل تعیین میکنند که قطعه مرکزکننده چگونه خم میشود. راهراهسازی عمیقتر یا با فاصلهگذاری متفاوت میتواند منحنی حرکت را تغییر دهد، حتی زمانی که OD و ID ثابت بمانند.
نقاط کنترلی کلیدی راهراهسازی شامل موارد زیر است:
- تعداد موجهای راهراهسازی
- ارتفاع و عمق موج
- گام و فاصلهگذاری موج
- نواحی تخت اتصال داخلی و خارجی
- تقارن موجهای شکلدادهشده
- تطابق با نمونه یا نقشه موجود
برای قطعات مرکزکننده سابووفر، طراحی راهراهسازی اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا قطعه باید از حرکت بزرگتر پشتیبانی کند و در عین حال همچنان کویل صوتی را کنترل کند. برای کانالهای تعویض، تطابق راهراهسازی اغلب ضروری است، زیرا مشتری انتظار دارد درایور تعمیرشده رفتاری نزدیک به واحد اصلی داشته باشد.
ارتفاع شکلدهی و هندسه مؤثر
FH و EH باید با دقت بررسی شوند، زیرا نقشهها و کارخانههای مختلف ممکن است این اصطلاحات را به شکل متفاوتی به کار ببرند. خریداران باید در نقشه یا درخواست نمونه خود مشخص کنند که هر بُعد به چه معناست. هندسه شکلدادهشده واقعی بر موقعیت نصبشده، پیشبار، فاصله آزاد، و حرکت قابل دسترس اثر میگذارد.
یک قطعه مرکزکننده میتواند از نظر ابعادی نزدیک باشد اما همچنان نامناسب باشد، اگر ارتفاع شکلدهی موقعیت استراحت مجموعه متحرک را تغییر دهد. به همین دلیل، تأیید نمونه هر زمان که عملکرد درایور حساس باشد، باید هم اندازهگیری و هم آزمون مونتاژ را شامل شود.
تغییر خستگی و یکنواختی بچ
یک قطعه مرکزکننده پس از حرکتهای تکراری کاملاً بدون تغییر باقی نمیماند. تغییر خستگی به تغییرات در رفتار تعلیق پس از سیکلکاری، استفاده یا تنش اشاره دارد. ممکن است با جاافتادن قطعه مقداری تغییر رخ دهد، در حالی که تغییر بیش از حد میتواند عملکرد درایور را تغییر دهد یا نگرانیهای مربوط به قابلیت اطمینان ایجاد کند.
برای ووفرها و سابووفرها، تغییر خستگی اهمیت دارد، زیرا قطعه مرکزکننده در حین کار بهطور مکرر خم میشود. اگر کامپلاینس بیش از حد تغییر کند، رفتار رزونانسی، نیروی مرکزکننده و کنترل اکسکرژن ممکن است دچار رانش شوند. درایوری که از بازرسی اولیه مونتاژ عبور میکند، اگر ماده قطعه مرکزکننده و فرایند شکلدهی برای کاربرد به اندازه کافی پایدار نباشند، ممکن است پس از استفاده طولانیمدت رفتار متفاوتی داشته باشد.
خریداران باید به موارد زیر توجه کنند:
- هدف کامپلاینس اولیه یا رفتار نمونه مرجع
- کامپلاینس پس از آببندی اولیه یا سیکلکاری، در صورت آزمون توسط خریدار
- پایداری ظاهری موجها پس از حرکت
- مرکزشدگی پس از مونتاژ و آزمون سیگنال
- یکنواختی ماده و شکلدهی از بچی به بچ دیگر
- شرایط نگهداری و جابهجایی پیش از مونتاژ
بازرسی کیفیت باید شامل ابعادی باشد که انطباق نصب را کنترل میکنند و همچنین موارد فرایندی که تکرارپذیری را کنترل میکنند. برای یک کارخانه قطعه مرکزکننده، این معمولاً به معنی بررسی OD، ID، ارتفاع، یکنواختی فرمدهی، شناسایی مواد، ظاهر و وضعیت بستهبندی است. برای خریداران، به معنی هماهنگ نگه داشتن نمونههای تأییدشده، نقشهها و سوابق RFQ است تا همان الزامات برای تولیدهای آینده استفاده شوند.
خریداران چگونه باید اهداف انطباق را به کارخانه قطعه مرکزکننده منتقل کنند
بهترین روش برای تأمین یک قطعه مرکزکننده بلندگو این است که اطلاعات کافی در اختیار کارخانه قرار داده شود تا هم انطباق نصب و هم عملکرد را درک کند. قطعه مرکزکنندهی که در یک ووفر کوچک، یک سابووفر با کورس حرکتی بالا، و یک برنامه جایگزینی تعمیراتی استفاده میشود، ممکن است به تصمیمهای بسیار متفاوتی در مورد کامپلاینس نیاز داشته باشد.
یک RFQ شفاف آماده کنید
یک RFQ کاربردی باید شامل موارد زیر باشد:
- نوع محصول: ووفر، سابووفر، مید-ووفر، قطعه مرکزکننده جایگزین، یا قطعه OEM سفارشی
- OD، ID، SOD، FH، EH، و هرگونه تعریف خاص نقشه
- جزئیات گروه ویسکویل، شامل قطر فورمر و موقعیت مونتاژ
- کد ماده یا ماده مرجع، در صورت تأیید قبلی
- تعداد چینها، پروفایل موج، و الزامات ناحیه اتصال
- دادههای کامپلاینس یا سختی هدف، در صورت موجود بودن
- نمونه اصلی برای تطبیق، هنگام جایگزینی یا تکثیر یک طراحی موجود
- محدوده جابهجایی مورد انتظار یا یادداشتهای کاربرد
- بازه تعداد برای نمونهگیری و تولید دستهای
- الزامات بازرسی و انتظارات بستهبندی
اگر خریدار دادههای کامپلاینس نداشته باشد، نمونه فیزیکی اهمیت بیشتری پیدا میکند. تطبیق نمونه به کارخانه امکان میدهد ابعاد، حس ماده، ساختار چینها، و ارتفاع فرمدهی را مقایسه کند. این کار جایگزین آزمون آکوستیکی توسط سازنده بلندگو نمیشود، اما نقطه شروع توسعه را بهبود میدهد.
تأیید نمونهها پیش از تولید دستهای
نمونهگیری جایی است که بحث کامپلاینس جنبه عملی پیدا میکند. خریدار باید آزمایش کند که آیا قطعه مرکزکننده با مونتاژ سازگار است، ویسکویل را بهدرستی مرکز میکند، جابهجایی مورد نظر را پشتیبانی میکند، و رفتار قابل قبولی در درایور ایجاد میکند یا نه. اگر نمونه بیش از حد سخت یا بیش از حد نرم باشد، کارخانه میتواند پیش از تولید دستهای، گزینههای ماده، چینها، و فرمدهی را بازبینی کند.
یک بررسی نمونه خوب باید به این پرسشها پاسخ دهد:
- آیا قطعه مرکزکننده بهدرستی با بسکت، مخروط و فورمر ویس کویل مطابقت دارد؟
- آیا ویس کویل پس از مونتاژ در مرکز قرار دارد؟
- آیا درایور نشانهای از سایش، حرکت الاکلنگی یا حرکت ناپایدار نشان میدهد؟
- آیا رفتار فرکانس پایین با هدف پروژه مطابقت دارد؟
- آیا اکسکرژن در سطح درایو مورد انتظار کنترل میشود؟
- آیا ابعاد و متریال بهاندازه کافی برای تولید تکرارپذیر هستند؟
برای Qiao Tai، یک کارخانه در Guangzhou Panyu که در سال 2006 تأسیس شده است، این نوع گفتوگوی پروژه با کار معمول تولید مستقیم قطعه مرکزکننده همخوانی دارد: تطبیق نمونه، پشتیبانی قالب، تأیید مشخصات و تولید بچ. خریدار همچنان باید بلندگوی کامل را اعتبارسنجی کند، اما کارخانه قطعه مرکزکننده میتواند کمک کند نمونه و مشخصات تأییدشده به یک آیتم تولیدی تکرارپذیر تبدیل شود.
اتصال انطباق به کنترل تولید را حفظ کنید
پس از تأیید نمونه، مشخصات باید بهگونهای تثبیت شود که تولید بتواند از آن پیروی کند. کد متریال، مرجع قالب، OD، ID، SOD، FH، EH، کوروگیشن و نقاط بازرسی باید بهروشنی ثبت شوند. کنترل فرایند ERP مفید است، زیرا الزامات تأییدشده را به پردازش سفارش، آمادهسازی متریال، زمانبندی تولید، بازرسی و تحویل متصل میکند.
این موضوع زمانی بیشترین اهمیت را دارد که خریدار سفارش بچهای تکراری میدهد. یک تغییر کوچک در عملیات پارچه، شکلدهی موج، یا ارتفاع میتواند بر کامپلاینس اثر بگذارد، حتی اگر قطعه مرکزکننده بلندگو در نگاه اول همچنان درست به نظر برسد. سوابق شفاف، ریسک تغییرات خاموش را کاهش میدهند و عیبیابی آینده را سریعتر میکنند.
نکات عملی برای خریداران ووفر و سابووفر
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو باید بهعنوان یک مشخصه عملکردی در نظر گرفته شود، نه فقط یک توصیف قطعه. این مشخصه بر کامپلاینس ووفر، سختی سابووفر، کنترل دامنه حرکت، فرکانس رزونانس، حرکت large-signal، مرکزنگهداری، و پایداری بلندمدت اثر میگذارد.
برای طراحیهای OEM جدید، خریداران باید کاربرد هدف درایور، الزامات ابعادی، گروه سیمپیچ صوتی، انتظارات متریال، و اهداف کامپلاینس را هرچه زودتر اعلام کنند. برای کانالهای تعمیر و تعویض، تطبیق نمونه اصلی و مقایسه دقیق موجدارسازی اهمیت ویژهای دارد، زیرا قطعه مرکزکننده بلندگو جایگزین باید رفتار یک درایور موجود را حفظ کند.
کارآمدترین رویکرد تأمینیابی این است که هدف مهندسی با جزئیات آماده برای کارخانه ترکیب شود. یک RFQ شفاف، نمونه تأییدشده، کد متریال کنترلشده، موجدارسازی تأییدشده، و نقاط بازرسی توافقشده، هم برای خریدار و هم برای کارخانه قطعه مرکزکننده بلندگو یک مسیر عملی از prototype تا تولید بچ تکرارپذیر فراهم میکنند.
سؤالات متداول
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو چیست؟
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو نشان میدهد قطعه مرکزکننده تحت نیرو تا چه حد بهراحتی خم میشود. قطعه مرکزکننده با کامپلاینس بیشتر نرمتر است، در حالی که قطعه مرکزکننده با کامپلاینس کمتر سفتتر است. این ویژگی بر کورس حرکتی، مرکزیت، رفتار رزونانسی و نیروی بازگرداننده سیستم تعلیق بلندگو اثر میگذارد.
سفتی قطعه مرکزکننده چه تأثیری بر سابووفر دارد؟
سفتی قطعه مرکزکننده سابووفر بر میزان و نرمی حرکت مجموعه مخروطی اثر میگذارد. قطعه مرکزکنندهی که بیش از حد سفت باشد ممکن است کورس حرکتی فرکانس پایین را محدود کند و رزونانس را افزایش دهد، در حالی که قطعه مرکزکنندهی که بیش از حد نرم باشد ممکن است کنترل را کاهش دهد، خطر حرکت گهوارهای را افزایش دهد یا مرکزیت کویل صوتی را کمثباتتر کند.
خریداران در RFQ قطعه مرکزکننده بلندگو چه اطلاعاتی باید درج کنند؟
یک RFQ مفید باید شامل OD، ID، SOD، FH، EH، جزئیات گروه کویل صوتی، کد ماده یا مرجع نمونه، الزامات چینخوردگی، دادههای هدف کامپلاینس یا سفتی در صورت وجود، نوع کاربرد، مقدار و الزامات بازرسی باشد.
آیا کارخانه میتواند کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو را از روی نمونه اصلی مطابقت دهد؟
کارخانه میتواند از نمونه اصلی برای مقایسه ابعاد، ماده، چینخوردگی، ارتفاع شکلدهی و رفتار کلی سفتی استفاده کند. با این حال، خریدار باید نمونه را در درایور کامل آزمایش کند تا رزونانس، کنترل کورس حرکتی، مرکزیت و عملکرد آکوستیکی تأیید شود.
چرا تغییر ناشی از خستگی برای قطعات مرکزکننده ووفر اهمیت دارد؟
تغییر ناشی از خستگی اهمیت دارد زیرا کامپلاینس قطعه مرکزکننده میتواند پس از حرکتهای تکراری تغییر کند. تغییر بیش از حد ممکن است فرکانس رزونانس را تغییر دهد، پایداری مرکزیت را کاهش دهد یا کنترل کورس حرکتی را دگرگون کند، بهویژه در ووفرها و سابووفرهایی که در سطوح کورس بالاتر کار میکنند.
ارسال استعلام
در صورت وجود، NO.، گروه سیمپیچ صوتی، OD، ID، SOD، FH، EH و کد ماده را ارسال کنید.