کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو: سختی چگونه بر Fs، جابجایی، مرکزیت و عملکرد بیس تأثیر میگذارد
راهنمایی کاربردی درباره کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو، Cms، Kms، سختی، مرکزیت و بررسیهای تأمین برای تولید ووفر و سابووفر.
چرا کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو در محصولات واقعی اهمیت دارد
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو یکی از مشخصات کمسروصدا اما اثرگذاری است که میتواند رفتار یک ووفر یا سابووفر را بیش از آنچه بسیاری از خریداران انتظار دارند تغییر دهد. قطعه مرکزکننده ممکن است مانند یک قطعه پارچهای موجدار ساده به نظر برسد، اما سختی، هندسه، عملیات ماده و انطباق ابعادی آن به تعریف سیستم متحرک بلندگو کمک میکند. وقتی کامپلاینس درست نباشد، نتیجه میتواند بهصورت تغییر Fs، محدود شدن دامنه حرکت، سایش سیمپیچ صوتی، ناپایداری در مرکزشدگی، یا بیسی ظاهر شود که با نمونه تأییدشده مطابقت ندارد.
برای تیمهای مهندسی، کامپلاینس اغلب از طریق Cms و Kms بررسی میشود. برای تیمهای تأمین، این موضوع به یک مسئله تولیدی تبدیل میشود: آیا کارخانه میتواند با نمونه تأییدشده مطابقت داشته باشد، موجگذاری و عملیات رزین را کنترل کند، OD، ID، SOD، FH و EH را تأیید کند، و تولید بچ را یکنواخت نگه دارد؟ هر دو طرف یک ریسک واحد را از زاویههای متفاوت توصیف میکنند.
یک قطعه مرکزکننده بلندگوی خوب مشخصشده باید از هدف طراحی درایور پشتیبانی کند. باید سیمپیچ صوتی را در مرکز نگه دارد، نیروی تعلیق مناسب را ایجاد کند، دامنه حرکت کنترلشده را ممکن سازد، و در سراسر تولید یکنواخت باقی بماند. برای برنامههای ووفر و سابووفر، بهویژه جایی که پاسخ فرکانس پایین و دامنه حرکت بالا مهم است، کامپلاینس قطعه مرکزکننده شایسته همان میزان توجهی است که به جرم مخروط بلندگو، شکل surround، قطر سیمپیچ صوتی و شکاف مغناطیسی داده میشود.
Cms، Kms و سختی در تعلیق بلندگو
کامپلاینس توصیف میکند که تعلیق هنگام اعمال نیرو تا چه حد بهآسانی حرکت میکند. در مهندسی بلندگو، Cms کامپلاینس مکانیکی تعلیق است. Cms بالاتر یعنی تعلیق نرمتر است و آسانتر حرکت میکند. Cms پایینتر یعنی تعلیق سختتر است.
Kms سختی مکانیکی است که معکوس کامپلاینس محسوب میشود. Kms بالاتر نشاندهنده تعلیق سختتر است. Kms پایینتر نشاندهنده تعلیق نرمتر است. در گفتوگوهای عملی کارخانه، خریداران ممکن است بهسادگی بگویند قطعه مرکزکننده بیش از حد سخت، بیش از حد نرم، بیش از حد شل یا بیش از حد سفت است. پشت این واژهها رفتارهای قابلاندازهگیری تعلیق قرار دارد که بر درایور تأثیر میگذارند.
قطعه مرکزکننده تنها عنصر تعلیق نیست. سوراند نیز در کامپلاینس کلی تعلیق نقش دارد، و سیستم متحرک شامل مخروط، داستکپ، ویس کویل، فورمر، سیمهای اتصال، چسب و قطعات مرتبط است. با این حال، قطعه مرکزکننده نقشی مرکزی دارد، زیرا نزدیک به ویس کویل قرار میگیرد و به حفظ حرکت محوری درون گپ کمک میکند.
قطعه مرکزکننده نرمتر چه کاری میتواند انجام دهد
قطعه مرکزکننده با کامپلاینس بیشتر میتواند بسته به کل تعلیق و جرم متحرک، به کاهش فرکانس رزونانس درایور کمک کند. وقتی موتور و انکلوژر برای آن طراحی شده باشند، میتواند از حرکت عمیقتر در فرکانسهای پایین پشتیبانی کند. در برخی طراحیهای ووفر و سابووفر، تعلیق نرمتر بخشی از صدای هدف است.
با این حال، قطعه مرکزکنندهی که بیش از حد نرم باشد ممکن است پایداری مرکزنگهداری را کاهش دهد. ویس کویل ممکن است نسبت به تغییرات مونتاژ، تنش حملونقل، یا حرکت در توان بالا حساستر شود. اگر قطعه مرکزکننده نیروی بازگرداننده کافی فراهم نکند، مجموعه متحرک ممکن است راحتتر دچار نوسان جانبی، افتادگی، یا جابهجایی شود. از نظر تولید، این موضوع میتواند احتمال سایش کویل، حرکت نامتقارن، یا بیس ناسازگار بین واحدها را افزایش دهد.
قطعه مرکزکننده سختتر چه کاری میتواند انجام دهد
قطعه مرکزکننده سختتر میتواند پشتیبانی مرکزنگهداری و کنترل مکانیکی را بهبود دهد، بهویژه در جایی که مجموعه متحرک سنگین است یا گروه ویس کویل به هدایت محکم نیاز دارد. این ویژگی ممکن است به پایدارسازی حرکت در شرایط کاری demanding کمک کند.
نقطه مصالحه این است که سختی بیش از حد میتواند Fs را افزایش دهد، دامنه حرکت را محدود کند، خروجی فرکانس پایین را کاهش دهد، یا باعث شود درایور کمتر از مقدار مورد نظر extended به نظر برسد. قطعه مرکزکنندهی که بیش از حد سخت باشد همچنین ممکن است بین نمونه مهندسی و بچ نهایی تولید ناهماهنگی ایجاد کند، حتی اگر ابعاد روی کاغذ درست به نظر برسند.
به همین دلیل انعطاف مکانیکی قطعه مرکزکننده بلندگو نباید بهعنوان یک انتخاب عمومی ماده در نظر گرفته شود. این بخشی از طراحی آکوستیکی و مکانیکی درایور است.
انعطاف مکانیکی چگونه بر Fs، دامنه حرکت، مرکزنگهداری، و بیس اثر میگذارد
انعطاف مکانیکی قطعه مرکزکننده بلندگو بر چندین حوزه اثر میگذارد که خریداران و مهندسان معمولاً در مرحله نمونهگیری و تأیید تولید ارزیابی میکنند.
فرکانس رزونانس و پاسخ بیس
Fs، فرکانس رزونانس آزاد درایور، تحت تأثیر جرم متحرک و کامپلاینس تعلیق قرار دارد. وقتی کل تعلیق نرمتر میشود، Fs معمولاً پایینتر میرود. وقتی تعلیق سختتر میشود، Fs معمولاً بالاتر میرود. قطعه مرکزکننده همراه با سوراند در این رفتار کلی تعلیق نقش دارد.
برای ووفر یا سابووفر، تغییر در Fs میتواند بر نحوه یکپارچه شدن درایور با انکلوژر و هدف کراساوور اثر بگذارد. قطعه مرکزکننده جایگزینی که از نمونه اصلی سختتر باشد، ممکن است باعث شود بلندگوی تعمیرشده توانایی کمتری برای دستیابی به پاسخ فرکانس پایین موردنظر داشته باشد. قطعه مرکزکننده تولیدی که از نمونه تأییدشده نرمتر باشد، ممکن است آرایش سیستم را تغییر دهد و به درایوری منجر شود که اندازهگیریهای آن با هدف طراحی متفاوت است.
برای تیمهای تأمین، این یعنی کامپلاینس باید در مرحله تطبیق نمونه تأیید شود و تنها به مقایسه ظاهری واگذار نشود. دو قطعه مرکزکننده ممکن است OD، ID و تعداد کنگره یکسانی داشته باشند، اما همچنان به دلیل جنس پارچه، آغشتهسازی، مقدار رزین، ضخامت، عملیات حرارتی یا فرایند شکلدهی، سختی متفاوتی داشته باشند.
اکسکرژن و حرکت مکانیکی
اکسکرژن فقط به این مربوط نیست که مخروط تا چه فاصلهای میتواند حرکت کند. موضوع این است که آیا مجموعه متحرک میتواند در محدوده طراحیشده، بهصورت کنترلشده و مرکزی حرکت کند یا نه. قطعه مرکزکننده در حرکت رو به جلو و رو به عقب، نیروی بازگرداننده ایجاد میکند.
قطعه مرکزکننده نرمتر ممکن است حرکت بیشتری را با نیروی کمتر ممکن کند، اما همچنان باید مرکزیت را حفظ کند و در برابر کجشدن ناخواسته مقاومت داشته باشد. قطعه مرکزکننده سختتر ممکن است کویل را بهتر کنترل کند، اما اگر نیروی بازگرداننده بیش از حد زیاد شود، میتواند جابهجایی مفید را محدود کند.
برای ووفرها و سابووفرهای با کورس حرکتی زیاد، رفتار پیشرونده اهمیت پیدا میکند. یک قطعه مرکزکننده ممکن است نزدیک به موقعیت سکون نسبتاً انعطافپذیر باشد، اما هرچه بیشتر حرکت میکند سختتر شود. این سختی پیشرونده میتواند به محافظت از درایور در برابر حرکت کنترلنشده کمک کند. پروفیل چینها، عملیات روی پارچه، عمق شکلدهی و هندسه کلی قطعه مرکزکننده همگی بر این رفتار اثر میگذارند.
مرکزیت ویس کویل
قطعه مرکزکننده اغلب بهدلیل مشخصی قطعه مرکزکننده مرکزکننده نامیده میشود. وظیفه آن فقط خمشدن نیست؛ بلکه به همراستا نگهداشتن ویس کویل در شکاف مغناطیسی نیز کمک میکند. انعطافپذیری خوب بدون مرکزیت خوب کافی نیست.
عملکرد مرکزیت به فیت ابعادی و تقارن مکانیکی بستگی دارد. نقاط کنترل مهم شامل OD، ID، SOD، FH، EH، مجموعه ویس کویل، شکل چینها و سطوح اتصال هستند. اگر قطر داخلی بهدرستی با فورمر همخوان نباشد، یا اگر قطر خارجی بهطور یکنواخت در فریم ننشیند، قطعه مرکزکننده ممکن است حتی زمانی که سختی آن قابل قبول است، خطاهای مرکزیت ایجاد کند.
عنکبوت باید با فرایند مونتاژ نیز سازگار باشد. انتخاب چسب، عرض خط چسب، شرایط پخت و کنترل فیکسچر همگی میتوانند بر نتیجه نهایی مرکزدهی تأثیر بگذارند. تصمیم تأمین که فقط بر اساس قطعات آزاد گرفته شود، ممکن است آنچه را پس از چسباندن عنکبوت در بلندگو رخ میدهد نادیده بگیرد.
ثبات واحد به واحد
عملکرد باس فقط یک هدف طراحی نیست؛ بلکه مسئلهای مربوط به ثبات تولید نیز هست. بچی با کامپلاینس ناهمگون میتواند تغییرات قابل اندازهگیری و شنیداری ایجاد کند. برخی واحدها ممکن است در آزمون به نمونه تأییدشده نزدیک باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است Fs جابهجاشده، رفتار امپدانس تغییر یافته، یا ساییدگی در هنگام جابهجایی را نشان دهند.
برای تولید بچ، خریدار باید به دنبال انتخاب کنترلشده مواد، فرمدهی پایدار، عملیات یکنواخت و سوابق بازرسی باشد. کنترل فرایند ERP نیز میتواند از قابلیت ردیابی سفارش، تأیید مواد و هماهنگی تولید پشتیبانی کند، بهویژه زمانی که چندین مشخصات عنکبوت از نظر ظاهری مشابه اما از نظر عملکرد متفاوت هستند.
نقاط بررسی مشخصات برای خرید عنکبوت بلندگو
یک RFQ شفاف خطر دریافت عنکبوتی را که ظاهری مشابه دارد اما رفتاری متفاوت نشان میدهد کاهش میدهد. کامپلاینس عنکبوت بلندگو باید همراه با جزئیات ابعادی و مواد مشخص شود تا کارخانه بتواند ارزیابی کند که آیا قطعه را میتوان تطبیق داد، قالبگیری کرد، نمونهسازی نمود و بهطور یکنواخت تولید کرد.
ابعاد کلیدی برای تأیید
نقشه پایه باید شامل ابعادی باشد که بر فیت شدن، مرکزیت و مونتاژ اثر میگذارند. نقاط کنترل رایج عبارتاند از:
- OD: قطر خارجی قطعه مرکزکننده
- ID: قطر داخلی برای فیت شدن فورمر ویسکویل
- SOD: قطر خارجی تعلیق یا بعد خارجی مرتبط با نشیمن، بسته به قرارداد نقشهکشی
- FH: ارتفاع آزاد یا ارتفاع فرمدهی، طبق تعریف موجود در مشخصات خریدار
- EH: ارتفاع مؤثر یا ارتفاع لبه، بسته به نقشه قطعه
- تعداد، گام، عرض و عمق چینها
- عرض ناحیه اتصال داخلی و خارجی برای باندینگ
- قطر مجموعه ویسکویل و جنس فورمر
- ابعاد نشیمن فریم یا بسکت
از آنجا که قراردادهای نامگذاری ممکن است بین کارخانهها و مشتریان متفاوت باشد، نقشهها باید هر بُعد را بهوضوح تعریف کنند. یک یادداشت کوتاه درباره محل اندازهگیری میتواند از سوءتفاهمهای پرهزینه جلوگیری کند.
جزئیات متریال و عملیات تکمیلی
سختی قطعه مرکزکننده بهشدت تحت تأثیر ساختار متریال و عملیات تکمیلی آن است. یک RFQ مفید باید در صورت وجود، کد متریال را مشخص کند یا یک نمونه فیزیکی تأییدشده برای تطبیق ارائه دهد. خریداران همچنین باید تأیید کنند که آیا قطعه مرکزکننده از پنبه، پارچه ترکیبی، الیاف مصنوعی، متریال مرتبط با آرامید یا ساختار دیگری استفاده میکند، در صورتی که چنین جزئیاتی بخشی از الزامات طراحی باشد.
اشباع یا تیمار رزینی میتواند بهاندازه پارچه پایه اهمیت داشته باشد. سطح تیمار بر سختی، میرایی، مقاومت حرارتی، پایداری شکلدهی و رفتار بلندمدت اثر میگذارد. اگر یک درایور موجود در حال تعمیر یا تکثیر باشد، تطبیق نمونه اغلب قابلاعتمادتر از تکیه بر یک توصیف شفاهی مانند سختی متوسط یا کامپلاینس بالا است.
هدف کامپلاینس و روش آزمون
اگر تیم مهندسی اهداف Cms، Kms یا نیرو-جابجایی دارد، آنها را در فایل فنی وارد کنید. هدف باید در صورت امکان شرایط اندازهگیری را مشخص کند. کامپلاینس میتواند با پیشبار، محدوده جابجایی، دما، رطوبت و وضعیت آببندی اولیه تغییر کند. قطعهای که در یک شرایط آزمون قابلقبول به نظر میرسد، ممکن است در شرایطی دیگر تطابق نداشته باشد.
در بسیاری از موارد تأمین، بهویژه کانالهای تعویض و تعمیر، ممکن است مشخصات مهندسی کامل در دسترس نباشد. در این حالت، نمونه قطعه مرکزکننده اصلی، جزئیات مدل درایور، ابعاد ویسکویل و یادداشتهای کاربرد اهمیت پیدا میکنند. یک کارخانه اغلب میتواند نمونه را ارزیابی کند، ابعاد را مقایسه کند، ماده و کنگرهها را بررسی کند و یک مسیر تطبیق عملی پیشنهاد دهد.
رفتار پیشرونده و محدوده اکسکرژن
مقدار سختی ثابت همیشه توصیفکننده رفتار قطعه مرکزکننده در هنگام حرکتهای بزرگ نیست. در کاربردهای ووفر و سابووفر، منحنی نیرو در دامنه جابهجایی ممکن است از یک عدد منفرد نزدیک به موقعیت سکون اهمیت بیشتری داشته باشد.
خریداران باید مشخص کنند که درایور موردنظر یک ووفر با کورس کم، سابووفر با کورس زیاد، درایور PA، بلندگوی صوتی خودرو، ووفر صوتی خانگی، قطعه جایگزین برای تعمیر، یا قطعه تولید OEM است. طراحی قطعه مرکزکننده باید با بار کاربردی مطابقت داشته باشد. قطعه مرکزکنندهی که برای یک ووفر با توان متوسط مناسب است، حتی اگر ID و OD مشابه باشند، ممکن است برای یک سابووفر لانگترو مناسب نباشد.
نمونهگیری و کنترل کیفیت برای تولید بچ
تأمین قطعه مرکزکننده بلندگو معمولاً از مراحل تأیید نمونه، مونتاژ آزمایشی، آزمون عملکرد و تأیید تولید عبور میکند. این فرایند بهویژه زمانی اهمیت دارد که کامپلاینس بر تیونینگ درایور اثر میگذارد.
تطبیق نمونه باید فراتر از ظاهر باشد
شباهت ظاهری مفید است اما کامل نیست. نمونه باید از نظر ابعاد، پروفیل چینخوردگی، ساختار ماده، سطح تیمار، ارتفاع شکلدهی، عملکرد مرکزکنندگی و حس سختی بررسی شود. در صورت امکان، قطعه مرکزکننده باید داخل درایور مونتاژ شود و در برابر معیار تأییدشده آزمون گردد.
برای یک پروژه OEM، تیم مهندسی ممکن است Fs، منحنی امپدانس، رفتار جابهجایی، عملکرد rub and buzz و خروجی آکوستیکی را مقایسه کند. برای جایگزینی در تعمیر، هدف ممکن است سازگاری عملی با درایور اصلی باشد، نه طراحی دوباره سیستم تعلیق از صفر.
پشتیبانی قالب و کنترل شکلدهی
اگر پروفیل قطعه مرکزکننده یک آیتم استاندارد نباشد، ممکن است پشتیبانی قالب لازم باشد. ابزار شکلدهی بر شکل، ارتفاع، تقارن و تکرارپذیری کنگرهها اثر میگذارد. یک تغییر کوچک در عمق کنگره میتواند بر سختی و رفتار پیشرونده اثر بگذارد.
پیش از تولید انبوه، خریداران باید تأیید کنند که آیا کارخانه از قالب موجود استفاده میکند، قالبی را اصلاح میکند، یا قالب جدیدی توسعه میدهد. نقشه و نمونه باید با هم همراستا باشند تا نمونه تأییدشده بتواند در تولید تکرار شود.
نقاط بازرسی برای بچهای تولید
بازرسی کیفیت باید هم برازش و هم عملکرد را پوشش دهد. بررسیهای مفید ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- ابعاد OD، ID، SOD، FH، EH و ناحیه اتصال
- شکل کنگره و یکنواختی شکلدهی
- تأیید کد ماده و تیمار
- وضعیت سطح، ترکها، تغییر شکل و آلودگی
- بررسی انعطاف مکانیکی یا سختی در موارد لازم
- بازرسی مرکزیت و تختی
- رهگیری بچ و حفاظت بستهبندی
کنترل فرایند ERP میتواند کمک کند تا سفارشها، کدهای مواد، مراحل تولید و وضعیت تحویل با هم هماهنگ بمانند. برای خریدارانی که چندین مدل مشابه قطعه مرکزکننده بلندگو را مدیریت میکنند، قابلیت ردیابی خطر مخلوط شدن قطعاتی را که شبیه به هم هستند اما عملکرد متفاوتی دارند کاهش میدهد.
راهنمای عملی RFQ برای انطباق قطعه مرکزکننده بلندگو
یک RFQ قوی اطلاعات کافی را در اختیار کارخانه قرار میدهد تا امکانپذیری را ارزیابی کرده و از فرضیات جلوگیری کند. برای انطباق قطعه مرکزکننده بلندگو، مفیدترین بسته RFQ ترکیبی از نقشهها، نمونهها، دادههای کاربردی و اهداف عملکردی است.
در صورت موجود بودن، این موارد را بگنجانید:
- نوع محصول: ووفر، سابووفر، میدبیس، درایور PA، درایور صوتی خودرو، درایور صوتی خانگی، یا جایگزین تعمیراتی
- نقشه قطعه مرکزکننده با OD، ID، SOD، FH، EH، جزئیات موجها و تلرانسها
- جزئیات گروه ویسکویل، شامل قطر حامل سیمپیچ و رابطه مونتاژ
- کد ماده یا نمونه اصلی برای تطبیق
- هدف انطباق، سختی، Cms، Kms، یا نیرو-جابجایی در صورت موجود بودن
- عملکرد مرکزکنندگی موردنیاز و دامنه دامنه حرکت
- تعداد نمونه مورد انتظار و تعداد تولید دستهای
- هرگونه نتایج آزمون از نمونه درایور تأییدشده
- الزامات بستهبندی و تحویل
برای Qiao Tai، یک کارخانه در Guangzhou Panyu که در سال 2006 تاسیس شده است، این نوع جزئیات RFQ کمک میکند قصد مهندسی با مراحل تولید مانند انتخاب مواد، تطبیق نمونه، بررسی قالب، تایید مشخصات، بازرسی کیفیت، کنترل فرایند ERP و تحویل بچ متصل شود. هدف این نیست که قطعه مرکزکننده بلندگو بیش از حد لازم پیچیده شود. هدف این است که اطمینان حاصل شود قطعه انتخابشده از طراحی درایور بلندگو پشتیبانی میکند، بهجای اینکه پس از آغاز تولید آن را تغییر دهد.
وقتی خریداران انعطاف مکانیکی قطعه مرکزکننده بلندگو را بهعنوان یک مشخصه قابل اندازهگیری و تکرارپذیر در نظر میگیرند، تامین قابل پیشبینیتر میشود. تیم مهندسی یک قطعه suspension دریافت میکند که از Fs، دامنه حرکت، centering و عملکرد bass موردنظر پشتیبانی میکند. تیم procurement معیارهای مقایسه روشنتری میان نمونهها و تأمینکننده به دست میآورد. تیم تولید شانس بهتری برای تکرار نتیجه تاییدشده در مقیاس دارد.
سؤالات متداول
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو چیست؟
کامپلاینس قطعه مرکزکننده بلندگو نشان میدهد قطعه مرکزکننده تحت نیرو با چه سهولتی خم میشود. از نظر مهندسی، این مفهوم با Cms مرتبط است، در حالی که سختی با Kms ارتباط دارد. قطعه مرکزکننده با کامپلاینس بیشتر نرمتر است، در حالی که قطعه مرکزکننده با کامپلاینس کمتر سختتر است.
سختی قطعه مرکزکننده چگونه بر Fs اثر میگذارد؟
سختی قطعه مرکزکننده در سختی کلی سیستم تعلیق درایور نقش دارد. سیستم تعلیق نرمتر معمولاً Fs را کاهش میدهد، در حالی که سیستم تعلیق سختتر معمولاً Fs را افزایش میدهد؛ البته این موضوع به سوراند، جرم متحرک و طراحی کامل درایور بستگی دارد.
آیا دو قطعه مرکزکننده با ابعاد یکسان میتوانند کامپلاینس متفاوتی داشته باشند؟
بله. OD، ID، SOD، FH، EH و شکل موجها مهم هستند، اما کامپلاینس میتواند با نوع پارچه، کد ماده، عملیات رزین، ضخامت، فرایند شکلدهی و عملیات حرارتی نیز تغییر کند.
در یک RFQ برای قطعه مرکزکننده بلندگوی کامپلاینت چه مواردی باید درج شود؟
یک RFQ مناسب باید شامل نقشهها، OD، ID، SOD، FH، EH، جزئیات موجها، اطلاعات مجموعه کویل صوتی، کد ماده یا نمونه، هدف کامپلاینس یا سختی در صورت وجود، نوع کاربرد، تعداد نمونه و مقدار مورد انتظار برای تولید بچ باشد.
چرا مرکزنگهداشتن هنگام انتخاب کامپلاینس قطعه مرکزکننده مهم است؟
قطعه مرکزکننده باید خم شود و کویل صوتی را در شکاف مغناطیسی در مرکز نگه دارد. اگر بیش از حد نرم، بیش از حد سخت، نامتناسب با مجموعه کویل صوتی یا از نظر ابعادی ناپایدار باشد، درایور ممکن است دچار سایش کویل، حرکت نامتقارن یا عملکرد بیس ناپایدار شود.
ارسال استعلام
در صورت وجود، NO.، گروه سیمپیچ صوتی، OD، ID، SOD، FH، EH و کد ماده را ارسال کنید.